و کار به وسیله ی ما تمام می شود و نه شما....(علی (ع))
مهدویت و آخرالزمان

























برای توضیح و بیان استمرار نظام امامت بعد از پیامبر اکرم در ادامه ی مطلب سوالی طرح و جواب داده شده که این استمرار نظام امامت خود گواهی بر وجود امام عصر حجت خدا در زمین است. http://mohammad-1.persiangig.com/image/Imam%20zaman/imam1/imam1.jpghttp://www.abrarnews.com/politic/1386/861006/html/078855.jpg - پیرامون استمرار نظام امامت سؤال: آیا رژیم و«نظام امامت‏»،با پایان یافتن دوره غیبت صغرى و آغاز غیبت كبرى (سال 329 هجرى قمرى) ،پایان یافت،و پس از ظهور حضرت مهدى علیه السلام این نظام از نو برقرار مى‏ شود یا اینكه‏«نظام امامت‏»استمرار دارد. جواب: رژیم امامت،رژیمى است الهى و انقطاع ناپذیر و دوره فترت ندارد و در هر زمان و هر عصر وجود دارد،از عصر حضرت رسول اعظم صلى الله علیه و آله و سلم تا حال تشكیل و برقرار بوده و هست،و تا دنیا باقى است،برقرار خواهد ماند،چنانكه امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «لا تخلو الارض من قائم لله بحجة،اما ظاهرا مشهورا،و اما خائفا مغمورا،لئلا تبطل حجج الله و بیناته (1) «زمین از قائمى كه براى خدا حجت ‏باشد خالى نخواهد ماند (و این حجت) یا ظاهر و مشهور است و یا بیمناك و مستور،براى اینكه حجت‏هاى خدا و بینات او باطل نگردد و از بین نرود». این حكومت است و دین است و سیاست است و رژیم و نظام،پس اگر یك فرد مسلمان در دورترین نقاط چین یا اروپا یا آمریكا یا هر منطقه دیگر باشد كه حكومت هاى غیر شرعى قدرت سیاسى و اداره امور را در دست داشته باشند،همان یك فرد باید مطیع نظام الهى امامت ‏باشد تا در نظام حكومت ‏خدا باشد و باید دستور العمل و برنامه كارش را از طریق نظام امامت تعیین كند،حتى اگر در منطقه حت‏حكومت رسمى كفار زندگى مى‏كند و كارمندمؤسسات و وزارتخانه‏ ها و ادارات آنها نیز باشد باز هم باید فرمانبر نظام امامت ‏باشد و از آن نظام دستور بگیرد و تابعیت آن را داشته باشد. دور بودن از حریم و منطقه نفوذ رسمى این رژیم،شخص را از اطاعت و تابعیت آن،معاف نخواهد كرد. ابوذر و سلمان و مقداد و عمار یاسر و اینگونه شخصیتها،در حال تسلط نظام غاصب،فرمانبر نظام امامت ‏بودند،و امثال على بن یقطین و محمد بن اسمعیل بن بزیع نیز،اگر چه به ظاهر در دستگاه هارون و حكومت‏بنى عباس وارد بودند،اما در عین حال از نظام امامت اطاعت مى‏كردند. هر كس باید مشخص سازد و تعیین كند كه در زندگى و تمام شؤون و امور خود،از چه رژیم و نظامى اطاعت مى‏كند و تابع چه حكومتى است. باید معلوم كند كه تابعیت‏ حكومت‏ خدا را قبول كرده یا حكومت طاغوت را پذیرفته است،و مؤمن به خدا مى‏باشد،یا مؤمن به طاغوت. متاسفانه بیشتر مسلمانان به این مساله بسیار مهم توجه كافى نكرده و معنى‏«ولایت‏»را درك ننموده و از اهمیت این بعد آن،كه اطاعت ‏باشد غفلت كرده‏ اند و آنانكه خیلى مذهبى و متعهد هستند،به انجام یك سلسله فرائض و واجبات،و ترك محرمات،اكتفا مى‏ كنند. اما از اینكه در حال حاضر چه تابعیتى باید داشته باشند،غفلت دارند و اگر تابعیت‏ حكومت هاى غیر شرعى را قبول نكرده باشند،تابعیت‏ حكومت‏ شرعى را هم آگاهانه نپذیرفته‏ اند و به تعهدات و مسؤولیت هائى كه در برابر آن دارند،توجه ندارند و تابعیت‏ حكومت‏ شرعى را یك مساله و وظیفه اسلامى نشمرده ‏اند. طبق مذهب اهل سنت كه تشكیل حكومت‏ شرعى،ممكن است‏ به فطرت و سستى برخورد نماید و در بعضى از زمانها به عللى نظام حكومت اسلامى تعطیل شود،و ممكن است در زمانى كه حكومت‏ شرعى تشكیل نشده مساله تابعیت از آن هم مطرح نباشد،و بلكه بى موضوع گردد. اما طبق مذهب‏«شیعه‏»كه نظام امامت،رژیم دائم و مستمر است،همیشه و در تمام شرایط، تابعیت‏ حكومت‏ شرعى یك فریضه اساسى و عمده است. حكومت مخصوص ذات خدا است: ان الحكم الا لله و باید فقط خدا پرستش و اطاعت‏ شود و اطاعت‏براى او خالص باشد و مردم در برابر حكومت و سلطنت و رژیم او خاضع و فرمانبر باشند: امر الا تعبدوا الا ایاه مخلصین له الدین دین قیم و مستقیم،این است: ذلك الدین القیم (2) رژیم امامت،یعنى حكومت ‏خدا،و تابعیت این رژیم،تسلیم حكم خدا بودن و در منطقه حكومت ‏خدا زیستن و به حكومت غیر خدا عقیده نداشتن است. تفاوت نمى‏ كند در اعصارى كه ائمه علیهم السلام حضور داشتند و غاصبان حكومت،مانع از مداخله رسمى آنها در كارها بودند،یا در عصر غیبت كبرى كه امام علیه السلام غایب مى‏ باشند،باید هر مسلمانى در این رژیم (نظام امامت) ثبت نام كند و از اینجا فرمان ببرد و شناسنامه حقیقى خود را از این حكومت ‏بگیرد. حكومت‏ شرعى همیشه بر پا است و مرز و منطقه و كشور ندارد هر كجا یك فرد متشرع و یك مسلمان متعهد باشد،آنجا در قلمرو فرمان این حكومت محسوب است. امروز مهمترین چیزى كه باید به شیعیان خصوصا و به مسلمانان عموما تفهیم كرد،مساله رژیمى است كه باید از آن تبعیت داشته باشند،و نظامى كه باید از آن اطاعت نمایند.این موضوع اگر كاملا درك شود یگانه وسیله‏اى است كه از آن براى اصلاح امور و مبارزه با عوامل بیگانه استعمار و استعباد و استبداد،مى‏ توان استفاده كرد. این حكومت و نظام امامت‏ب ود كه در واقعه تحریم تنباكو،حكومت انگلستان را به زانو در آورد و رشته استبداد ناصر الدین شاه را قطع كرد و استعمارگران را در بیم و هراس انداخت. و این ملت مسلمان و شیعه ایران بود كه در این واقعه به دنیا اعلام كرد كه تابعیت رژیمى را دارد كه رهبرى آن با آیت الله مرحوم‏«میرزاى شیرازى‏»-اعلى الله مقامه-است‏»و تابعیت رژیم استبدادى ناصر الدین شاه را ندارد. نظام امامت‏ی كه از انقلابى‏ ترین و سازنده‏ ترین برنامه‏ هاى اسلامى است (3) كه متاسفانه از ان بطور كامل در پیشبرد مقاصد و اهداف اسلام،امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با تجاوز و استضعاف،استفاده نمى‏شود،و چنانكه باید به عموم تبلیغ نشده و ایمان به این نظام و ابعاد آن و تعهداتى كه مؤمن به این نظام دارد،در یك سطح همگانى و با اهمیت عرضه نمى‏شود. «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة‏» (4) هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده (دوران جاهلیت قبل از آمدن اسلام است) و چون اطاعت داشتن از نظامات دیگر،یك نوع شرك فكرى و عملى است،حضرت صادق علیه السلام در ضمن حدیثى مى‏ فرماید: «لا دین لمن دان الله بولایة امام جائر لیس من الله (5) دینى نیست از براى كسى كه خدا را به ولایت پیشواى ستمكارى كه از جانب خدا نیست،عبادت كند». و حضرت امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «قال الله تبارك و تعالى:لاعذبن كل رعیة فى الاسلام دانت‏بولایة كل امام جائر لیس من الله،و ان كانت الرعیة فى اعمالها برة تقیة،و لاعفون عن كل رعیة فى الاسلام دانت‏بولایة كل امام عادل من الله،و ان كانت الرعیة فى‏انفسها ظالمة مسیئة‏» (6) «خداوند متعال فرموده است:البته عذاب خواهم كرد هر رعیتى را كه در اسلام متدین گردد به ولایت هر پیشواى ستمكارى كه از جانب خدا نیست،اگر چه رعیت در كارهاى خود نیكوكار و پرهیزكار باشد و البته عفو مى‏ كنم از هر رعیتى كه در اسلام متدین گردد به ولایت امام عادلى كه از جانب خدا باشد، اگر چه در ذات خود ستمگر بدكردار باشد». از امثال این احادیث (7) اهمیت امامت و رهبرى سیاسى،و نقش آن در اجتماع معلوم مى ‏گردد و اینكه اگر ملتى و فردى در این اصل مسامحه كند و به نظامى كه بر اوضاع مسلط است و به شرعى بودن آن، اعتنا نداشته باشد و در این موضوع خود را مسؤول نشمارد (اگر چه در كارهاى دیگرش مواظب دستورات شرع باشد) مستحق باز خواست و عذاب خواهد شد. و نیز از این احادیث استفاده مى‏ شود كه نظام امامت،نظام محدودى نبوده و مستمر و جاودان مى ‏باشد و به عصر حضور منحصر نیست همیشه منعقد است و هیچگاه تعطیل نشده و نخواهد شد. خلاصه،التفات به این مطلب بسیار لازم است كه ما یك عقیده‏اى توحیدى داریم كه: «له الحكم و له الامر،و هو الحاكم،و هو السلطان و هو الولى،و هو المولى،و هو...و هو...» «حكم براى خدا است،و فرمان مختص ذات او است و حاكم او است و سلطان و ولى و مولى او است و...». بنابراین،هیچكس و هیچ گروه بر كسى نمى‏تواند حكومت كند،ولایت و سلطنت ندارد،مگر باذن الله و به حكم خدا،و همه مردم باید در تحت‏ حكومت ‏خدا و داخل در سلطان الله،و مطیع احكام الله و ساكن مملكت الله باشند. پس حكومتهائى كه من جانب الله نیستند،طبق هر رژیم و برنامه‏ اى كه باشند،باطل،و اطاعت از آنها بالذات حرام است،وفقط حكومت‏ خلفاى الهى و كسانى كه از جانب آنها نیابت دارند،شرعى و واجب الاتباع است و این منصب براى احدى غیر از آنها ثابت نیست.

634 نظر

سجاد شومالی | 14:46 - چهارشنبه چهارم آبان 1390